تبليغاتX
... منتظرم تا که او برگردد ...

من تا همیشه برای شما گریه می کنم...

تـا لحظـه ظهـور شما گریه می کنم

در رو به روی آیـنـه ها گریه می کنم

یک روز در غریبی تان ذوب می شوم

یعنی تمـام داغ تـو  را  گریه می کنم

یک جمعه از شروع سحر با نبود تو

یک ریز تا نماز عشاء گریه می کنم

رنگ تمام زندگیم جور دیگری است

در سایـه نگـاه تـو تـا گریه می کنم

هر چند کـم، شبیـه تـو در گوشه دلم

من هم برای کرب و بلا گریه می کنم

دارد غـروب می شود امـا، نـیـــامدی

یا می کنی طلوع، و یا گریه می کنم

این جمعه هم نیامدی و قول می دهم

تـا جـمـعه ظـهـور شمـا گریـه می کنم

علیرضا لک

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/04/09 و ساعت 11 بعد از ظهر |

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مدافع ولایت و مادر امامت

چنان چه در زيارت آن حضرت مى‏خوانيم: «السلام عليك أيتها المعصومة المظلومة» سلام بر تو اى پاك ستمديده (سيد بن طاووس، کتاب اقبال، اعمال روز بيستم جمادى الثانی) و  در کتاب مفاتيح‏الجنان حاج شیخ عباس قمی می خوانیم: «السلام عليك أيتها المظلومة المغصوبة» و «اللهم صل... و صلّ على البتول....المظلومة المقهورة» و امير مؤمنان على (علیهم السلام) در ترسيم مظلوميّت همسرش مى‏فرمايد: إنَّ فاطمة بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) لم تزل مظلومة، من حقها ممنوعة... فاطمه، دختر پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله)، همواره ستم ديده بوده و از حق خود محروم شد.(امالى شيخ طوسى، ص 156، ضمن حدیث 258)

همچنین امير مؤمنان على (علیه السلام) در ترسيم مظلوميت و غربت فرزندش مهدى (عجل الله تعالی فرجه) مى‏فرمايد: «صاحب هذا الأمر الشريدُ الطريدُ الفريدُ الوحيد» صاحب اين امر، همان رانده شده دور شده يگانه و تنها است.(معجم احاديث الامام المهدى، ج3، ص43، ح595) و در حديث ديگرى نیز حضرت على (علیه السلام) تصريح مى‏كند به اين كه او غريب است: «سيأتى الله بقوم يُحِبُّهُم و يُحِبُّونَهُ و يَملِكُ مَن هو بينهم غريب...» كسى كه در ميان آنان غريب است، بر آنان حكومت مى‏كند.(ينابيع المودة، ج3، ص131) امام كاظم (علیه السلام) نیز در این باره مى‏فرمايد: «هو الطريد الوحيد الغريب»؛ او، همان رانده شده يكه و تنهاى غريب است.(كمال‏الدين، باب 34)

حضرت، به حدّى مظلوم است كه امام باقر (ع) مى‏فرمايد: «اگر او را مى‏شناختند، او را تكه‏تكه مى‏كردند.»(معجم أحاديث الإمام المهدى، ج3، ص229، ح752) همانند اذيت و آزارهايى كه بر پيامبر (ص) پيش آمد، بر ايشان نيز وارد مى‏آيد و بلكه بيش‏تر مى‏گردند.( همان، ج3، ص297، ح833)

مرحوم ميرجهانى در این مورد مى‏گفت:

در عالم رؤيا، مادر مظلومم حضرت فاطمه صديقه(سلام الله علیها) را ديدم و ايشان سه بيت شعر فارسى خواند، وقتى بيدار شدم فقط يك بيت را به ياد داشتم و آن بيت اين گونه است:

دلى شكسته‏تر از من در آن زمانه نبود

در اين زمان دل فرزند من شكسته‏تر است(عنايات حضرت مهدى(عج) به علما و طلاب، ص176)

و بالاخره خود حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه) خود را مظلوم‏ترين فرد عالم معرفى مى‏كند؛ چنانچه حجة‏الاسلام حاج سيّد اسماعيل شرفى مى‏گويد:

به عتبات مقدّسه مشرف شده بودم و در حرم مطهر حضرت سيد الشهداء (علیه السلام) مشغول زيارت بودم. چون دعاى زائرين در قسمت بالا سر حرم مطهر امام حسين (علیه السلام) مستجاب است، در آن جا از خداوند خواستم مرا به محضر مبارك مولايم حضرت مهدى ارواحنافداه، مشرف گرداند و ديدگانم را به جمال بى مثال آن بزرگوار روشن كند.

مشغول زيارت بودم كه ناگهان خورشيد جهان‏تاب جمالش ظاهر شد. گرچه در آن هنگام، حضرتش را نشناختم، ولى شديدا مجذوب آن بزرگوار شدم. پس از سلام، از ايشان پرسيدم: شما كيستيد؟

آقا فرمود: من، مظلوم‏ترين فرد عالم هستم!

من متوجّه نشدم و با خود گفتم: شايد ايشان از علماى بزرگ نجف هستند و چون مردم به ايشان گرايش پيدا نكرده‏اند، خود را مظلوم‏ترين فرد عالم مى‏داند.

در اين هنگام، ناگهان متوجّه شدم كه كسى در كنارم نيست. اين جا بود كه فهميدم، مظلوم‏ترين فرد عالم، كسى جز امام زمان أرواحنا فداه، نيست و من نعمت حضور آن بزرگوار را زود از دست دادم.(شيفتگان حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه)، ج3، ص160)

بياييد با هم، اين دو مظلوم را با زنده نگه داشتن یاد و حضورشان در زندگی روزمره مان و دعای برای ظهور موعود اهل بیت(علیهم السلام) از مظلوميت رهایی بخشیم؛ تا شفیعانمان در روز حشر باشند.

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/04/04 و ساعت 1 قبل از ظهر |

نگاه معصومانه منتظر غریب

در سایه سار غریب چشم من جز انتظار خیس تو بر پا نیست
بر جاده های غمزده بی روح، وقتی حضور سبز تو پیدا نیست

در این غروب و هق هق باران زا چون ابرهای خسته و بغض آلود
باید به کوه سر بگذارم من، حالا که شانه های تو اینجا نیست

بر شاخسار ترد نگاه من، گل می کند دوباره غمی سنگین
بر ساحل کویری چشمانم جز موج استغاصه دریا نیست

گفتی بهار فصل غزل خوانی است، فصل گشودن پر پرواز است
اما شروع مرگ کبوترهاست وقتی که هیچ پنجره ای وا نیست
حس می کنم که سمت نگاهم را باید به سوی جاده بچرخانم
بوی بهار عاطفه می آید ، این بار نه به جان تو رویا نیست

ایمان بیاوریم به آغاز فصل فروغ سبز خداوندی
وقتی چراغ آه همه سوزان، در این غروب سرد زمستانی است

می ترسم از تلاقی چشمانم با چشم های تند تو نه هرگز
شرقی ترین تبسم بغض آلود این ها برای چشم تو زیبا نیست

وقتی که اشتیاق نگاهم را با یک سکوت سرد بیامیزی
حتی بهشت دوزخ یخ بسته است چیزی به جز قساوت و سرما نیست

من جز نگاه گرم تو چیزی از هر دو جهان، عزیز نمی خواهم
در واپسین دقایق آدینه وقت نگاه گرم تو آیا نیست

عبدالرضا جهرمی

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/03/25 و ساعت 8 قبل از ظهر |

از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در مورد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف احادیث صحیحه بسیاری است که از عامه و خاصه (سنی و شیعه) نقل شده است؛

مهدی فاطمی 

ام سلمة رضی الله عنها زوج النبی صلی الله علیه و آله و سلم قالت:

سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول:

المهدی من عترتی من ولد فاطمة

 

ام سلمه همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گفت:

شنیدم از رسول خدا صلی الله علیه و آله که می فرمود:

مهدی موعود از اهل بیت من و از اولاد دخترم فاطمه است.

(سنن ابی داود ج2،ص80؛ تاریخ الکبیر البخاری ج3،ص346؛ سنن ابن ماجه ج2،ص1368؛ ملاحم ابن منادی ص41؛ معجم الکبیر طبرانی ج23،ص167؛ المستدرک الحاکم نیسابوری ج4،ص557؛ المؤتلف و المختلف الدارقطنی ج4،ص2271؛ الغیبة الطوسی ص186؛ الطرائف ابن طاووس ص175؛ عقدالدرر ص15؛ کنزالعمال ج14، ص264؛ کشف الغمة ج4، ص124)

 

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/03/15 و ساعت 8 بعد از ظهر |

بلای جانسوز عصر ما غیبت نیست غفلت است.

حال و روز شیعه در این عصر، از دو وجه بیرون نیست؛

یا معصوم خاتم را محبوب خویش می داند یا سر به آستان طاغوت می ساید.

شیعه اگر در حضور آب، دل به سراب می سپارد، چگونه نام خود را «شیعه»می گذارند؟

شیعه بهتر از هر كس می فهمد كه:

هر كه بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.

اگر مدعی است كه مرید آن قطب عالم است،

عاشق آن حجت خاتم است،

این حال و روز با عشق سازگاری ندارد!!!

چه عشق و کدام عاشقی بی یاد معشوق، زیستن می تواند!؟

كدام عاشق هر از گاهی به یاد معشوق می افتد

و محبوب را در ردیف دیگر امور روزمره خویش می بیند؟

این ننگ و عار نیست برای عاشقی كه از معشوق بشنود كه:

ما تو را از یاد نمی بریم و مراعات حق تو را فرو نمی گذاریم و...

او... بی اشتیاق زیارت معشوق، سر كند و یاد او را فرو بگذارد؟

این اوج بی معرفتی محب نیست كه بداند و بشنود كه محبوب به شادمانی او شاد می شود،

با اندوه او غمگین می گردد،

هرگاه دست به دعا بردارد محبوب آمین می گوید و آن زمان كه سكوت كند،

محبوب، برایش و به جایش دعا می كند و او سر از پای نشناسد و قالب تهی نكند؟

آری بلای جانسوز عصر ما غیبت نیست، غفلت است.

او غایب نیست، پرده بر چشمهای گناه آلود ماست.

امان زلحظه غفلت که شاهدم هستی...

چه كسی صادقانه دست بر دعا برآورده است

و مخلصانه امام خویش را طلب  كرده است،

ولی پاسخ نگرفته است؟

برخی امام را طلب می كنند و دیگران را هم.

با این شرایط چگونه می خواهند دستشان به دامان امام برسد؟

بعضی امام را طلب می كنند اما نه به خاطر امام؛

كه برای وصول به حاجات خویش.

این سخن نه بدان معناست كه در تلاطم مشكلات، به سراغ امام نباید رفت؛

سخن این است كه شوق دیدار امام چیزی است و عریضه و عرض حاجات دنیوی چیزی دیگر.

هر كس به قدر جام معرفت خویش از لطف امام نوش می كند.

امام دست نیافتنی نیست، دستهای ما بسته است،

امام در پرده غیبت نیست، پرده بر چشمهای گناه آلود ماست؛

و آنچه ما را از زیارت امام محروم میكند،

غیبت امام نیست، غفلت ماست!

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/03/10 و ساعت 3 بعد از ظهر |

بخوان دعای فرج را به شوق وصال

 

بخــوان دعـای فـــرج را ، دعـــا اثــــر دارد
دعـا کـبـوتر عشـق است و بـال و پـر دارد

بـخــوان دعـای فـــرج را و عافـیت بطلب
کـه روزگــار بـسی فـتنـه زیــر ســر دارد

بـخــوان دعـای فــرج را و نـاامـیــد مبـاش
بـهـــشت پـاک اجـابـت، هـــــزار در دارد

بخوان دعای فرج را که صبج نزدیک است
خــدای را شب یلــدای غــم سـحــر دارد

بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال
مسـافـــــر دل مــا نـیــت سـفـــر دارد

بخوان دعای فـرج را کـه یوسف زهرا
ز پشت پــرده غـیبـت بـه مـا نظر دارد

بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حـجــاب غیبـت از آن روی مـاه بـر دارد

محمدجواد غفور زاده(شفق)

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/03/01 و ساعت 5 بعد از ظهر |

آقا بیا بیا بیا بیا ......

امام سجاد علیه السلام می فرمایند:

من ثبت علی ولایتنا فی غیبة قائمنا علیه السلام

اعطاه الله اجر الف شهید مثل شهداء بدر و احد

هر کس در دوران غیبت قائم ما (علیهم السلام) بر ولایت ما ثابت و استوار بماند

خداوند پاداش هزار شهید همانند شهدای بدر و احد را به او عطا می فرماید.

(کمال الدین، ج1، ص321، ح7؛ بحارالانوار، ج52، ص125، ح13)

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/02/30 و ساعت 5 بعد از ظهر |

السلام علیک یا منتقم المظلومین

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشمهایت

این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد

آقا بیا تا این شکسته کشتی ما

آرام راه ساحل دریا بگیرد

آقا بیا تا کی دو چشم انتظارم

شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد

پایین بیا، خورشید پشت ابر غیبت

تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد

آقا خلاصه یک نفر باید بیاید

تا انتقام سیلی زهرا بگیرد

علی اکبر لطیفیان

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/02/28 و ساعت 3 بعد از ظهر |

او می‌آید...

عصای‌ موسی‌ در مشت،

نگین‌ سلیمان‌ در انگشت،

زره‌ داود بر تن،

پیراهن‌ یوسف‌ در بر،

دم‌ عیسی‌ در كام،

وقار  ابراهیم‌ در گام،

ذوالفقار علی‌ بر میان،

و لوای محمد‌ بر دوش...

سیدی غیبتک نفت رقادی

تكرار ایوب‌ است، مظهر صبر گران‌ بر درد و رنج‌ انسان.

تكرار  موسی‌ است، با خروش‌ رعد آسا بر فرعونیان.

تكرار ابراهیم‌  است، بت‌ شكن‌ بزرگ‌ تاریخ.

تكرار عیسی‌ است، با دم‌ حیات‌  بخشش.

او تكرار همهِ‌ فضایل‌ انبیا و اولیا است؛

بل، انبیا و اولیا، هر  یك‌ جلوه‌ای‌ از فضایل‌ و مكارم‌ اویند...‌

ماه‌ و خورشید ــ همچون‌ سلیمان‌ ـــ در فرمان‌ اویند، و باد و طوفان‌  در تسخیرش.

" مؤ‌ید بالنّصر " و " منصور بالرُّ‌عب " است.

فرشتگان،  در ركابش‌ شمشیر می‌زنند و گنجهای‌ زمین‌ در انتظار اوست.

انّ‌ القادم‌ منّا منصور بالرعب‌  مؤ‌ید‌ بالنصر،

تطوی‌ له‌ الارض‌ و تظهر له‌ الكنوز

و یبلغ‌ سلطانه‌ المشرق‌ و  المغرب‌ و یظهر الله‌ به‌ دینه‌ و لو كره‌ المشركون.

در طول‌ تاریخ‌ پر نشیب‌ و فراز اسلام، از آغاز تا كنون،

صدها  مهدی‌ دروغین،

یا بهتر بگویم

دجال‌ و رهزن‌ دل‌ و دین، آمده‌اند تا  رهزن‌ امت‌ اسلام‌ گردند و راه‌ را بر او سد كنند...

اما تاریخ، همه‌ را  ــ یكان‌ یكان‌ ــ در زیر چرخهای‌ سنگین‌ خود له‌ كرده‌ و خواهد كرد

و سرانجام‌ مهدی‌ راستین،

نهمین‌ فرزند از تبار سالار عاشورا،  یعنی‌ حجت‌ بن‌ الحسن‌ العسكری‌ (عج)،

از پس ابر غیبت، چونان‌ آفتاب‌ نیمروزی سر برخواهد زد

و جهان‌ را به‌ انوار تابناكش‌ روشن‌ خواهد  ساخت...‌

به امید آن روز که شاید امروز است!

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/02/22 و ساعت 1 بعد از ظهر |

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

فلما طال علی بنی اسرائیل العذاب، ضجوا وبکوا الی الله اربعین صباحا؛

فاوحی الله الی موسی و هارون یخلصهم من فرعون، فحط عنهم سبعین و مائة سنة

هکذا انتم لو فعلتم لفرج الله عنا فاما اذا لم تکونوا فان الامر ینتهی الی منتهاه

 چرا دوری ز تو تقدیر ما شد؟؟؟

پس وقتی مدت عذاب بر بنی اسرائیل طولانی شد، به پیشگاه خداوند چهل صباح ضجه و گریه کردند،

تا این که خداوند به موسی و هارون وحی فرمود که آنان را از شر فرعون نجات دهند؛

پس به این ترتیب صدو هفتاد سال از عذاب مقدرشان کم شد.

وضع شما نیز همین طور است اگر چنین کنید(گریه و ضجه نمایید) خداوند فرج ما را می رساند؛

ولی اگر چنین نکنید، امر فرج به آخرین حد خود خواهد رسید.

 (بحارالانوار، ج52، ص131، ح34)

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/02/21 و ساعت 12 بعد از ظهر |

میخواستم که وقف تو باشم تمام عمر     دنیا خلاف آنچه که میخواستم گذشت

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

مانند مرده ای متحرک شدم ، بیا

بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت

می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت

دنیا که هیچ ، جرعه آبی که خورده ام

از راه حلق تشنهء من مثل سم گذشت

بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم

از خیر شعر گفتن ، حتی قلم گذشت

تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت

مولا شمار درد دلم بی نهایت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

حالا برای لحظه ای آرام می شوم

ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت

سید حمیدرضا برقعی

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/02/20 و ساعت 12 بعد از ظهر |

شب هجران تو کی پایان پذیرد؟!؟

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود:


مَنْ ماتَ مِنْكُمْ عَلى هذَا الاَْمْرِ مُنْتَظِراً كَانَ كَمَنْ كانَ فى فَسْطاطِ الْقائِم(عج)


هركس از شما در حال انتظار این امر

ظهور حضرت مهدى «عجل اللّه تعالى فرجه الشریف» بمیرد،

همچون كسى است كه در خیمه قائم (در حال جهاد همراه با آن حضرت) باشد.

(كمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص644)

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/02/13 و ساعت 1 بعد از ظهر |

کاش می شد که تو امروز بیایی!

كاش می شد كه كسی می آمد
این دل خسته ما را، می برد
چشم ما را می شست
راز لبخند به لب، می آموخت
كاش می شد كه به انگشت، نخی می بستیم
تا فراموش نگردد كه هنوز انسانیم
قبل از آنی كه، كسی سر برسد
ما نگاهی به دل خسته خود می كردیم
شاید این قفل، به دست خود ما باز شود
پیش از آنی كه به پیمانه دل، باده كنند
همگی زنگ پیمانه دل، می شستیم
« كاشكی »، واژه دردآور این دوران است
« كاشكی »، جامه امیدی است
كه تن حسرت خود، پوشاندیم
كاش می شد كه كمی یا اندک تر از آن
قدر وزن پر یك شاپركی در باغ

یا حتی کمتر از آن

دل ما عاشق آقا می شد

و برایش هر شب موقع خواب

یک دعا می کردیم

تا که اینقدر غریبانه نباشد بابا

و بیاید زودتر از صبح قریب

یا به اندازه یک چشم به هم  پلک زدن

یا که ای کاش و هزاران ای کاش ......

پس بیایید قسم یاد کنیم

تا که هر روز به یادش باشیم

و برای آمدنش مهیا گردیم

چون که او می رسد آخر یک روز

تا که شرمنده نباشیم و بخندیم با او

به امید آن روز که شاید امروز است!

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/02/13 و ساعت 12 بعد از ظهر |

حدیث انتظار

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

 

إنّ قائمنا إذا قام أشرقت الأرض بنور ربّها واستغنی العباد عن ضوء الشمس،

و صار الیل و النهار واحدا، وذهبت الظلمة،

و عاش الرجل فی الزمانه ألف سنة، ...

یکسوه الثوب فیطول علیه کلما طال و یتلّون علیه أیّ لون شاء

 

قائم ما هنگامی قیام کند زمین به نور پروردگارش روشن گردد

و مردم از نور خورشید بی نیاز شوند و شب وروز یکسان و تاریکی از بین برود،

چه بسا شخصی در زمان آن حضرت هزار سال عمر کند...

جامه ای بپوشد که با طولانی شدن قدش بلند شود و به هر رنگی که بخواهد درآید.

 

(دلائل الامامة، ص454، ح37؛ اثبات الهداة، ج3، ص573، ح702)

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/02/12 و ساعت 7 بعد از ظهر |

اگر دعای من امشب به آسمان برسد
گمان كنم كه خدا هم به دادمان برسد

رمق نمانده به جسمم, خدای من مددی!
مـگــر ز تـو بـه تن مـــرده‌ام تـوان بـرسد

غـمـم ز دوری یار است، یار گمشده‌ام
چه می‌شود خبر از یار بی نشان برسد؟

چه می‌شود كه بیاید سوار مشرقی‌ام
و بر پیاده خسته، توان و جان برسد؟

پر از لطافت گل می‌شود نسیم چمن
اگـر به فصـل خـزان یار مهـربان برسد

گلاب و عطر بپاشید در مسیر ظهور
گمان كنم كه هر آن لحظه میهمان برسد!

همیشه منتظرم دركنار جاده عشق
كه پیك خوش خبر از سمت جمكران برسد

بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد!!

تمام ذهن مرا پر نموده این پرسش
چه می‌كنیم اگر وقت امتحان برسد؟

خدا كند كه در این روز, روسپید شویم
چو كارنامه به آن مصلح جهان برسد

یقین بدان كه اثر می‌كند دعای فرج
و از عنایت آن صاحب‌الزمان برسد

شروع دفتر باور به نام او زیباست
اگر كه ختم غزل هم به پای آن برسد

كاظم جیرودی

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/02/11 و ساعت 7 بعد از ظهر |
 وقتی او زير درخت انار نشست؛

درخت انار عاشقش شد،

و دلش می خواست به او برسد.

***

پس  از عشق او سرود، تا شکفتن آغاز نمود؛

آنقدر عاشق شد تا شکوفه هایش گل داد،

گلهای سرخ سرخ سرخ!!!

و باز بیشتر عاشق شد،

و می خواست که در کنارش باشد اما فاصله ها...

***

تا این که گلهایش انار شد،

داغ! داغ! داغ!

و همچون خون قرمز، از فراق او!

هر دانه هزار دانه شد؛

او با تمام وجودش عاشق بود.

دیگر دانه ها توي انار جا نمي شدند،

چون فضای قلبش محدود بود.

آنقدر عاشق شده بود که پوستش ترک خورد؛

و انار ترک برداشت و خونش ریخت،

خون انار روي دست معشوقش چکيد،

و او متوجه انار شد؛

پس انار ترک خورده را از شاخه چيد،

و آن گاه بود که انار به او رسید.

*

راز رسيدن فقط همين بود، کافي است انار دلت ترک بخورد.

                                ***