تبليغاتX
... منتظرم تا که او برگردد ...

امام حسن عسکری (علیه السلام) فرموده اند:

 

مثله فی هذه الامة مثل الخضر (علیه السلام) و مثله مثل ذی القرنین،

والله لیغیبن غیبة لاینجو من الهلکة فیها

الا من ثبته الله تعالی علی القول بإمامته و وفقه فیها للدعا بتعجیل فرجه

یقین بدان که اثر می کند دعای فرج  

مثل حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) در این امت

همانند حضرت خضر (علیه السلام) و ذوالقرنین است،

سوگند به خدا او غیبتی خواهد کرد که در آن کسی از هلاکت رهایی نخواهد یافت؛

مگر آن که خداوند او را در عقیده به امامت او ثابت قدم و استوار گردانیده

و توفیق بدهد تا برای تعجیل در فرج او دعا کند.

 

(کمال الدین، ج2، ص384؛ بحارالانوار، ج52، ص23، ح16)

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 86/12/28 و ساعت 11 بعد از ظهر |

چشم انتظار توام

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 86/12/27 و ساعت 0 قبل از ظهر |

شهادت امام حسن عسکری (علیه‏السلام) را بر دادگستر جهان،

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)،

و تمام دوستانشان، تسلیت می‏گویم.

 

آجرک الله یا صاحب الزمان

آفتاب روز هشتم ربیع‏الاول در حال طلوع بود،

که آفتابی پرفروغ از دیگر سو غروب می‏کرد.

او یازدهمین پیشوای آسمانی مردمان،

حضرت امام حسن عسکری علیه‏السلام بود،

که شمع وجودش پس از 28 سال پرتوافشانی به خاموشی می‏گرایید.

در سالروز شهادت آن امام بار دیگر زمین و آسمان

در عزای سلاله‏ای پاک از خاندان نبوی سوگوار است،

تا با گریه و فغان بر مظلومیت آن امام همام

با فرزندش حضرت ولی عصر (عجل اللّه‏ تعالی فرجه الشریف) هم ناله شویم...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 86/12/26 و ساعت 0 قبل از ظهر |

صاحب عزا به ختم حضورش مسلم است!

چشم پدر به را ه بود، ای پسر بیا

تا جان نرفته از تن او، زودتر بیا

 

از پشت ابر ای قمر فاطمی درآی

تا شب به در رود چو فروغ سحر بیا

 

هم صاحب الزمانی و هم صاحب عزا

بهر نماز بر تن پاک پدر بیا

 

افتاد جام آب زبس دست لرزه داشت

در پیکرش نمانده توانی دگر بیا

 

در احتضار باشد و چشم انتظار توست

باز است این دو پنجره بر ره ز در بیا

 

ای آفتاب! سایه نشین مه رخت

ترسم کسی نظر بزند، بی خبر بیا

 

بس اشک مردم از پی تشییع آمدند

خاکی نمانده، شیعه چه ریزد به سر بیا

 

صاحب عزا به ختم، حضورش مسلم است

مردم تمام منتظرند، ای منتظر بیا

 

پاره جگر شده است و جگرپاره جز تو نیست

ای پاره ی جگر، به خون پاره جگر بیا

 

علی انسانی

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 86/12/25 و ساعت 11 بعد از ظهر |

از پس پرده برون حجّت ثانی عشر است

یا که در غرّه مَه قرص قمر جلوه گر است

بلبل از دوری گل تا سحر امشب به نواست

یا پسر بر سر بالین پدر نوحه گر است

هاتفی گفت که خاموش! مگر بی‏خبری

حسن عسکری امشب به جناح سفر است

سر به دامان پسر گرم سخن با معبود

چهره‏اش بر اثر زهر جفا پرگهر است

شد برون طایر روحش ز قفس سوی جنان

مهدی منتظر از بهر پدر خون جگر است

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 86/12/25 و ساعت 11 بعد از ظهر |

عزیزتر از جان

پر کن دوباره کِیل مرا ایها العزیز

آخر کجا روم به کجا ایها العزیز

رو از من شکسته مگردان که سال‌هاست

رو کرده‌ام به سوی شما ایها العزیز

جان را گرفته‌ام به سردست و آمدم

از کوره راه‌های بلا ایها العزیز

وادی به وادی آمده‌‌ام از درت مران

وا کن دری به روی گدا ایها العزیز

چیزی که از بزرگی تو کم نمی‌شود

این کاسه را ... فاوف لنا... ایها العزیز

خالی‌تر از دو چشم من این جان نیمه جان

محتاج یک نگاه تو یا ایها العزیز

- ما- جان و مال باختگان را رها مکن

بگذار بگذرد شب ما ایها العزیز

دستم تهی است... راه بیابان گرفته‌ام

دست من و نگاه شما ایها العزیز

 

مریم سقلاطونی

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 86/12/22 و ساعت 0 قبل از ظهر |