تبليغاتX
... منتظرم تا که او برگردد ...

در انتظار جمعه موعود مانده ام تا تو بیایی ...

در اضطراب چه شب‌ها که صبح شان گم شد
چـه روزهـا کــــه گـرفـتـــــار روز هـفــــتـم شد

چه قدر هفته پر از شنبه شد، به جمعه رسید
و جـمـعــــه روز تـفــــرّج بـــــرای مـــــردم شـد! 

چه قــدر شنبـه و یـک شنبـه و دوشنـبه رسید
ولی همـیشه و هـر هـفـتـه جـمـعـه ‌هـا گم شد 

چه هفته‌ها که رسید و چه هفته‌ها که گذشت
شمـارشی کــه خلاصـه بـه چـنـد و چـنـدم شد
 

و هـفـتـه‌ای که فـقـط ریـشه در گذشتن داشت
بـرای شعـله کـشیـدن بـه خـویـش هـیـزم شد

نـه شنـبـه و نـه بـه جـمـعـه، نـه هیـچ روز دگر
در انتــظار تـو قـلـبـی پـــر از تـلاطـــــم شد !؟ 

کـــدام جــمـعـه‌ مـــوعـــود می‌زنـی لـبـخـنـد
بـه این جـهـان کـه پـر از قـحطی تبسم شد؟

بــرای آمــدنـت جـــمــعــه‌ای مـعـــیــن کـــن
کـه هـفتـه‌ها همـه‌شـان خـالی از تـرنـم شد

امیر اکبرزاده

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/02/07 و ساعت 6 بعد از ظهر |

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

ای تمام آرزوی من!

ای غائب غیبت نشین!

توان سخن گفتن را از دست داده ام.

از این غروب بی طلوع به ستوده آمده ام.

ای مهربان! به معصیت و نا سپاسیم اعتراف می كنم....

دستان ناامیدم را كه در بند شیطان است،

امید بخش و افق فكرم را به سمت عرفان و معرفت جهت ده.

نادم و پشیمانم و با كوله باری ا زدلتنگی زمانه كه پشتم  را خم كرده؛

سر تعظیم فرود می آورم و ادای احترام می كنم.

دست در دست تو در این طوفان آمدم

فراموشت کردم

بیراهه رفتم

گم شدم

بر زمین افتادم

از خود بیزار شدم

کیست که در این بیراهه دوباره دستم را بگیرد

دست گمراهی غفلت زده را

دلم تنگ است

به اندازه تمام دلتنگیهای عصر بلند انتظار و غربت

با که بگویم قصه دلتنگیم را

که سر آغاز دلتنگیم دوری و بی خبری از تو ست

یا مهدی ادرکنی ادرکنا

پی تو آمده ام و از خویشتن بیزارم

آواره ای بیراهه نشین

با نگاه تو گرم می شوم راه می یابم..

این همه بیگانه این همه سنگ و این آینه ای غبار گرفته!!!

تو را می خواهم تو را می جویم.....

راهم بده مرا بخوان

ای با شكوه!

ای هستی شیعه!

فریاد بی كسی هایم را بشنو.

قلب شكسته ام را درمان كن،

اگر چه بارها عهد شكنی كرده ام.

اگر چه در كلاس درست همیشه غائب بوده ام،

اگر چه پشت به اقیانوس محبتت كرده ام،

حال همچو برگ خزانی كه اسیر زمستان سرد و تاریك شده،

با دستان خالی و پشتی خمیده در محضرت زانوی ادب خم كرده

و به انتظار پاسخ در سكوتی مبهم به سرمی برم تا جوابم را بدهی

و باران رحمتت را بر قلب محزونم بباری...

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/02/03 و ساعت 5 بعد از ظهر |

امام عصر تنها دوست حقیقی

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) فرمودند:

إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَلا ناسینَ لِذَکْرِکُمْ،

وَلَوْلا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ الَّلأْواءُ وَاصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ


ما در رسیدگى و سرپرستى شما کوتاهى و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم؛

که اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد،

 و دشمنان، شما را ریشه کن مى نمودند.

(احتجاج، ج2، ص323؛ الخرائج و الجرائج، ج2، ص903؛ بحارالأنوار، ج53، ص175، ح7)

 

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/02/01 و ساعت 11 بعد از ظهر |