الهی طفل بی بابا نباشد! اگر باشد، در این دوران نباشد.
روزگاری است که سوز هجران پدر مهربان و سفرکرده ام، ثانیه های ذهنم را به خود مشغول داشته و قطره های اشکم را جاری ساخته و فضای سینه ام را تنگ نموده و ... دیگر توان راه رفتن ندارم و شنوایی برای حرفهایم و ... تا این که با این صفحه از روزگار آشنا شدم و بر آن شدم تا بنویسم و فریاد درونم را ناله کنم و... و این گونه شد که این صفحه در زندگی ام متولد شد.