
ده روز محرم، یک ماه رمضان، سه روز اعتکاف......
تازه اگر یادمان نرود، شهادت ائمه را هم به هوای زیارت تفریح می کنیم.
جوانمردی را به ماه محرم زنجیر بسته ایم و از ماه های دیگر بیرون رانده ایم.
نفاق را پشت دروازه های رمضان زجرکش کرده ایم.
قسم حضرت عباس را آویزان دروغهایمان می کنیم.
هر روز با زبانمان حقیقت جهنم را هزاران بار تا مرز واقعیت می آوریم،
و در درونمان که سوزان تر از کوره های آن است،
برادران و خواهران مسلمانمان را در آتش کینه و نفاق به باد استهزاء و غیبت می گیریم.
تا پشت درهای بستۀ اتاق عمل نایستیم،
امام حسین را عاشقانه صدا نمی زنیم.
نمی دانم باید دم خروس را باور کرد یا قسم حضرت عباس را؟!
نمی دانم اسلام را کجای این زندگی می شود پیدا کرد.
از قرآن های خاک خوردۀ مان که دیگر مپرس.
همان ها که سالهاست خاک بی اعتنایی مان را می خورند.
ببین این همه انتظار دروغین، چگونه آیینۀ مرد آدینه را می شکند!
ای کاش لااقل به خودمان دروغ نگوییم، یک بار هم که شده راست بگوییم که:
ای خدا دروغ می گوییم
ما منتظر نیستیم!!!

